السيد حامد النقوي (مترجم: نادري)
83
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى)
مردمان آنجاست . وى مىگفت : « ما اهل روستاى جزّ اصفهان هستيم . مردم آنجا در زمان حيات پدرم ، نزد ما مىآمدند ؛ سپس از ما بريدند . » ابوحاتم پيشوا و حافظ و فهيم و از دانشمندان نامى بود . او [ براى دانش آموختن ] به شام و مصر و عراق ، سفر كرد . ابوعمرو بن حكيم و مردمان بسيارى كه به شماره در نمىآيند ، از وى حديث نقل كردهاند . وى در سال 277 چشم از جهان فروبست . « 1 » 2 . سمعانى : در شهر رى ، دروازهء مشهورى بود كه آن را دروازهء حنظله مىگفتند . ابوحاتم ، پيشواى زمانهاش و مرجع رفع مشكلات حديث ، از ساكنان آنجا بوده است . وى از دانشمندان مشهورى است كه به فضل و حفظ حديث و سفر براى كسب دانش و ديدار علما ، نامبردار است . پيشوايان پر آوازهاى مانند : يونس بن عبدالاعلى و ربيع بن سليمان - كه هر دو مصرى و بزرگسالتر از او و در شنيدن حديث ، پيشتر بودند - و ابوزرعهء رازى و دمشقى و محمّد بن عوف حمصى - كه از اقران وى هستند - و مردمان بسيار ديگرى كه به شماره در نمىآيند ، از او حديث نقل كردهاند . ابوحاتم خود چنين ياد مىكند : نخستين سالى كه در طلب حديث بيرون شدم ، تا چند سال ، راهى را كه پياده مىپيمودم ، حساب مىكردم تا اينكه به بيش از هزار فرسخ رسيد . همواره راه پيموده شده را حساب مىكردم تا آن گاه كه به بيش از هزار فرسخ رسيد ، از شمردن باز ايستادم . همچنين گفته است : بر درگاه ابو وليد طيالسى ايستادم و گفتم : هر كس حديث غريب مسند صحيحى را بر من بخواند كه آن را نشنيده باشم ، بر من واجب است كه او را درهمى صدقه دهم . هدف من از اين كار ، تنها اين بود كه حديثى بر من بخوانند كه من نشنيده باشم و بگويند كه اين حديث پيش فلان است تا من نزد او روم و آن حديث را از وى بشنوم و بدين ترتيب ، احاديثى را كه نزدم نيست ، از ايشان به دست آرم . پس عدّهاى - كه ابوزرعه و غير او از ايشان بودند - بر درگاه ابو وليد گرد من
--> ( 1 ) . الانساب : « الجزّيّ » .